پارت هشتم :
یک پیراهن و شلوار جدید خرید و لباسهای قدیمیاش را در کیسهای پلاستیکی چپاند. خودش را در آینهی لباسفروشی برانداز کرد و برای لحظاتی به وضعیت آشفتهاش خیره ماند.
ساعد راستش در زیر لایههای ضخیمی از گچ پنهان بود و به کمک بندی پارچهای که از دور ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

نفس
0خوبه یک جا برای موندن پیدا کرد